X
تبلیغات
اقتصاد - معلومات در باره اقتصاد

اقتصاد

معلوماتی

معلومات در باره اقتصاد

اول زمین : نه تنها خاکیست که ما در آن سکونت داریم یا بروی آن کشت میکنیم بلکه در اقتصاد اهمیت خاص دارد زیرا تمام منابع  طبیعی که کار آمد است مانند نفت گاز، فلزات و احجار قیمتی در آن شامل است و زمین بالعموم منحصر به سه چیز است. الف:-  مربوط به وضع طبعی و اقلیمی ب:-   درجه فعالیت انسان های که درروی آن کار میکنند. ج:- فاصله و چگونگی مواصلات آن از بازارهایکه حاصلات زمین در آنجا فروخته میشود.

الف وضع طبیعی و اقلیمی زمین:-  عبارت است از حاصل خیزی زمین ثروت معدنی و نباتی موقعیت و آب و هوای آن مثلا از افغانستان وطن ما زمین های لوگر وغزنی حاصل خیز دارای آب فروان آفتاب کافی و هوای خوب است در حالیکه زمین های فراه وچخانسور هوای مناسب نداشته ریگسانی بوده و آب هم که دارد و  زمین ها کوه دامن و کوهستان و برای قرس اشجار، کشت و زراعت گندم خوبتر مساعت است.

ب فعالیت انسان:-  عبارت است از زحمت کشی دهقان بروی زمین از قبیل کشت کردن، آب دادن و استعمال پاروهای طبعی و مصنوی در اوقات مناسب.

ج فاصله و چگونگی مواصلات از بازار فروش:- حاصل خیزی زمین هر قدر زیادتر باشد وقتی ارزش دارد که موقعیت آن مساعد بوده و حاصلات آن با موقع به بازار رسیده در دسترس مردم قرار گیرد.

 دوطریقه مشهور زرع زمین:

الف زراعت منبسط:-  عبارت از کاشتن در زمین های زیاد با مصارف کم که این طریقه در ممالک عقب مانده و کم نفوس که زمین های زراعتی زیاد دارند مروج است.

ب متکاثف:-  که عبارت ازتمرکز قوه نیرو و مصارف در کشت کردن یک قطعه زمین محدود ذریعه کودهای مصنوعی طریقه های علمی و ماشینی جهت تزئید حاصلات این طریقه در ممالک پرنفوس ومترقی مروج است که از زمین کم حاصلات زیادتر بدست می آورند.

 دوم کار :  در عوامل تولید ارزش زیاد دارد و کار در اقتصاد عبارت از زحمت دماغی وجسمانی بشر است به غرض تولید ثروت از جمله کارهای مولد ثروت میباشد.

خدمت دهقان بالای زمین کار، کارگران بالای ماشین حالات وغیره.

 تقسیم کار:-  اگر کارهای اقتصادی را درجامعه مطالعه کنیم میبینیم که در آن کار های مختلف به اشخاص علیعیده داده شده و و ظایف بین مردم جداجدا تقسیم شده است مثلا در ساختن بوت یکی چرم، دیگری تار، دیگری رنگ و غیره را تهیه میکنند و در تقسیم کار از نقطه نظر فرد تخصص در کار است و از نقطه نظر جامعه (کل مردم) عبارت از تعاون در کار میباشد. یکی دهقان، یکی داکتر، یکی معلم، و غیره تخصص در کار بعضی اوقات از روی مناطق نیز صورت میگیرد مثلا مزارشریف در ساختن قاقمه، دولت آباد در قالین  کابل در پارچه بافی ، قندهار در دست دوزی ، وغزنی در سامان برنجی وپوستین و غیره شهرت دارند.

 فوائید سرمایه

  1- حاصلات زیاد میشود 2- حاصلات اصلاح و بهتر میشود 3- مهارت کارگر در رشته معینه زیاد میشود 4- کارگران متقق میشوند 5- قوه جسمانی کاگر تحت فشار قرار نمیگیرد 6- به اثر قابلیت در آن کار معاش آن کارگر زیاد میشود 7- شاگردان خوبتری دررشته معینه تربیه میکند 8- مردم بیشتر به کار افتاده بیکاری کم میشود 9- ثروت بیشتر بدست می آورند و زنده گی شان دا رونق میبخشد.

 قابلیت کارکردن:-  کاردانی و لیاقت کارگران نظر به چند حامل فرق میکند.

 1خصوصیت نژادی:-  بعضی اقوام نظر به دیگری در یک کار لایق تر میباشند مثلا انگلیس ها در فن جهاز رانی و ایتالیایی ها در نقاشی شهرت دارند.

2 هوش فکر ذاتی:-  مثلا اروپائیان نظر به افریقائیان هوشیارتر اند.

3 اوضاع اقلیمی :-  در مناطق معتدله نسبت مناطق حاره فعالیت بیشتر است مثلا در انگلستان و جرمنی نسبت به هندوستان زیادتر فعالیت مینمایند.

4- تعلیم و تخصص مسلک:-   در تزئید حاصلات کمک میکند.

5 اخلاق:-  دراثر حسن سلوک و روش نیکوی کار فرما حاصلات اصلاح و زیاد میشود.

6 معیشت زنده گی:-  خوراک، پوشاک، و مسکن کارگران اگر خوب باشد کار خود را اصلاح میکنند.

7 معاش کافی:-  معاش کافی و مناسب داشته باشد که حواسش پریشان نباشد.

8 اوضاع عمومی کار:- ساعات کار هرگاه منظم و ومطبوع باشد وقت آن بسیار طولانی و تکلیف ده نباشد.

9 صحتمندی:-  برای کارگر برای تولید کمک میکند.

10 وجود مواد خام:-  که ارزان و فراوان باشد.

 ماشین

ماشین های مختلف عصری امروزی جای کارگر را گرفته است مثلا چند نفر در ساختن یک جنس کار میکردند وآنرا میساختند ولی حالا پرزه های ماشین بجای کاگر کار میکند که در حقیقت این پرزه های ماشین نتایج تقسیم کار است کار ماشین صحیح بوده تعداد زیاد جنس یک نوع ساخته میشود و جنس در بازار ارزانتر بدست می آید انسان هم از کار طاقت فرسا نجات می یابد

 سوم سرمایه : عبارت از آن ثروتی است که برای تولید ثروت مزید تر استعمال شود هرگاه ثروت جهت پیدا کردن ثروت دیگر استعمال نشود سرمایه گفته نمیشود . وسایل دهقان ماشین ها موتر ها، اسپ، شتر که برای تجارت و انتقال اموال بکار برده میشود و پول که برای خرید و فروش از آن کارگرفته میشود سرمایه گفته میشود.

 سرمایه عمومآ از دو نقطه نظر اهمیت دارد

1: از نظر عامل تولید بودن آن را صفت طبعی سرمایه گویند.

2: از نظر منبع عایدات بودن بدون زحمت کشی و این راصفت کسبی سرمایه گویند.

 تجمع سرمایه

 سرمایه در اثر پس انداز، کمائی ، یا حاصل زحمت تشکیل میشود. سرمایه موجوده و دست داشته ما در اثر کار گذشته صورت گرفته و در اثر پس انداز فعلی میتوانیم در آینده سرمایه مزیدتری بدست آوریم.

 برای اندوختن سرمایه دوشرط لازم است.

الف توانائی اندوختن ب اراده اندوختن

الف توانائی اندوختن:- در یک مملکت توانائی اندوختن وابسته به چگونگی وضع زراعت، تجارت، صنعت پول مملکت و دیگر وسایل تولید.

ب اراده اندوختن: بیشتر مربوط به سجیه شخصی است مانند حس دور اندیشی حس پیشرفت برای کامیابی در جامعه و در شغل مربوط.

 اشکال عمده سرمایه قرار ذیلاست:-

1 سرمایه شخصی و دولتی

الف سرمایه شخصی:-  ملکیت اشخاص افرادی میباشد مثل پول شخصی زمین شخصی دوکان و غیره.

ب سرمایه دولتی:-  سرمایه است که به دولت تعلق دارد نه به شخص مثال زمین های دولتی، جنگلات، فابریکه های دولتی، معدنیات و غیره.

2 سرمایه مادی و معنوی

الف سرمایه مادی:- سرمایه است که مادی و محسوس باشد عموما قابل انقال باشد مثل پول نقد اموال تجارتی و غیره.

ب سرمایه معنوی:- سرمایه یست که مادی نبوده و خودش قابل انتقال نباشد مثال علم، فن هنر و غیره

3 سرمایه نقدی و سرمایه جنسی

الف سرمایه نقدی:-  عبارت از پول نقدی میباشد.

ب سرمایه جنسی:-  عبارت از مال، سامان، ووسایل تولید میباشد.

4 سرمایه ثابت و دورانی

الف سرمایه ثابت:-  سرمایه ثابت عبارت از سرمایه است که بشکل دوامدار وجود داشته باشد مثل ماشین، سامان کار و غیره.

ب سرمایه دورانی:- سرمایه ایست که یک مرتبه استعمال گردد مثل دانه غله، کاغذ تحریر و غیره.

 فواید سرمایه:- سرمایه در نظام حاضره اقتصادی سه فایده عمده دارد.

1 به شکل حالات و ادوات:- مثل سامان ها، ماشین ها، دستگاه ها و غیره.

2 به شکل ذخایر متنوعه:- اشیای مختلف موجود در گدام ها، دوکان ها و غیره.

3 به شکل سرمایه متشبثان (تجارها):-  که احتمال ضرر را به جرات قبول کرده به امید و انتظار تقاضا، احتیاج یا خواهش به یک جنس را تقاضا گویند.

 چهارم تشبث: هرگاه کارگر همراه با سرمایه در یک پیشه فعالیت نماید کارمذکور از شکل عادی مذدوری خارج شده. تشبث را بوجود می آورد شکل ساده تشبث دوکانداری، طوافی، صنعت های دستی، و غیره میباشد.

در تشبث عمومأ سه عموامل تولید یعنی زمین، کار، سرمایه زیر اداره گرفته میشود بنابرآن در علم اقتصاد تشبث را چنان تعریف میکنند.

تعریف:-  تشبث عبارت از بکار انداختن عامل های تولید به مقصد نفع میباشد.

تجارت :  عبار ت است از معاملاتی که مربوط به خرید و فروش میباشد و علم اقتصاد بالعموم با مواد، تولید، ثروت سرو کار دارد.  

 مبدأ:   در زمان های قدیم طرز کسب معیشت ابتدائی و خانواده ها مکتفی به خود بودند تبادله وجود نداشته تجارت هم مروج نبود تجارت در واقع زمانی رواج پیداکرد که دادوستد بین مردم رواج یافت حالا تجارت داخلی را بنام تجارت ملی وتجارت خارجی را بنام تجارت بین المللی یاد میکنند.

 تشبث تجارتی به دونوع است:

1 تشبث تجارتی انفرادی:-  که فرد خانواده در راس آن بوده و آن را اداره میکندو

تشبث تجارتی شریکی:-  که چندین نفر جمع شده سرمایه های خود را یکجا کرده یک تشبث را پیش میبرند.

 شرکت های تجارتی:-  شرکت های تجارتی به چندین قسم بوده که مشهورترین آنها قرار ذیل میباشند.

1 شرکت تضامنی بسیط:- شرکت تجارتی است که اگر وقتی دارائی آنها برای تادیه قروض شرکت کفایت نکند شرکا فردأ مسئول پرداخت قروض مزکور از دارای شخصی میباشند.

2 شرکت تضامنی مرکب:-  شرکت تجارتی است که بعضی از شرکا آن به مقابل دیون شرکت مسئولیت بسیط را دارند ولی دیگر شرکا به اندازه سهم خود که درشرکت دارند مسئول اداء دیون شرکت میباشند.

3 شرکت تجارتی سهامی محدودالمسئولیت:-  شرکت تجارتی ایست که سرمایه آن تمامأ به سهام منقسم بوده و مسئولیت شرکا هم به اندازه سهام شان محدود میباشد.

4 شرکت تعاونی:- شرکت تجارتی ایست که سهم داران و ادارده کننده گان آن متاع شرکت را خریداری کرده میتوانند و نفع ضرر بالای تمام سهم داران تقسیم میشود این نوع شرکت ها چندین قسم میباشند.

الف شرکت تعاونی تولید کننده گان:-  عبارت از شرکتی است که حاصل را برای فروش تولید مینماید و به این وسیله نمیگذارند که نفع و فایده به جیب دیگر متشبث یا سرمایه دارد برود.

ب شرکت تعاونی مصرف کننده گان:-   مقصد این ها از بین بردن دلالان و نگهداشتن منافع مستهلکین به خصوص طبقات غریب میباشد.

فواید اقتصادی شرکت های تعاونی:

1 بازار های آنها گرم و منظم میباشد.

2 در این نوع شرکت ها ضرورت به اعلان نمیباشد.

3  طریقه جدید اداره و تنظیم فورأ به آنها اطلاع داده میشود و اعضای آنها از درک صرفه جویی و اندوختن تجربه در اداره فایده میکند.

 اهمیت عمومی تجارت:-

تاجربا پیشه خود رول بزرگی در تولید ومصرف داشته از این نگاه تولید را با استهلاک نزدیک میسازد.

هرگاه در دنیا امروزی تجارت وجود نداشته باشد ویا داد ستد دفعتآ معطل گردد از نظام فعال اقتصادی چیزی باقی نمیماند.

رقابت

 در جهان اقتصادی سرمایه گزاری رقابت به اشکال مختلف برای کسب فایده میباشد مثلأ رقابت بین تولیدکننده گان برای بدست آوردن مواد خام به قیمت ارزان وفروختن آن به قیمت بلندتر یا رقابت بین سرمایه گذاران در جائیکه حاصل سرمایه شان زیاد وخود سرمایه محفوظ باشد.

 رقابت به دو نوع است:-

الف رقابت کامل(خیالی) ب رقابت ناقص (وقوی)

الف رقابت کامل:- تمام خریداران و فروشنده گان ار اوضاع بازار کاملأ باخبر باشد2 کارگر، سرمایه، متاع به آسانی از یک جا به جا دیگر به مقصد نفع بیشتر حرکت میکند. 3 هیچگاه یک فرد عادی نتواند قیمت اشیا را که خرید و فروش میشود تعین و تغیر بدهد.

رقابت ناقص:- 1  فروشنده گان از کار و روش رقیبان خود کاملأ واقف نمیشوند.2  اکثر کارگران سرمایه داران و تولید کننده گان در تلاش نفع بیشتر به جای نمیروند. 3  خوی و عادت تاثیر مهمی در این مورد دارد مثلأ بعضی مردم همیشه از یکجا سودا میخرند یا یک قسم جنس را میخرند یا خوش معامله گی دوماندار آنها را از خریدن ازدیگر جاها باز میدارد که آنرا بیپار گویند. 4  بعضی چیزها انحصاری بوده ممکن است قیمت فروش آنها خیلی بلند باشد.

بیپار- جذب شدن- مشتری شدن

فوائید رقابت

 1 تولید متمایل به استهلاک میشود.

2 سبب ترقی اوضاع اقتصادی میشود

3 باعث ارزانی اشیا میشود

4 فرق بین معاش کاگران یا بین نفع متشبثین کمتر میشود.

 نواقص رقابت

1 ممکن است مقدار تولید از اندازه زیاد شود.

2 ممکن بخاطر ارزان فروختن وجنسیت امتعه پست گردد.3 ممکن است متشبثین تلافی ارزان فروختن مال خودرا

بذریه کار زیاد بالای کاگرجبران نمایند.

 رقابت و اتحاد:-  رقابت طبعاً سبب تصادم منافع رقیبان میشود و این امر باعث جدائی شان از یک دیگر میشود مثلأ  رقابت بین فروشنده گان باعث میشود که قیمت اشیا پائین برود و این به نقص رقیبان تمام میشود از طرف دیگر تصادم منافع رقیبان بعضی اوقات باعث اتحاد شان میشود اگر با هم داخل مفاهمه شوند هم عایدات خویش را افزون و هم منافع تجارت خویش را حفظ کرده میتوانند از همین سبب در بسیاری جاها شرکت ها یکجا شده شکل اتحادیه ها را بخود میگیرند.

  اتحادیه افقی:-  هرگاه متشبثان یک قسم با هم جمع شوند این گونه اتحادیه را افقی گویند. و مقاصد آن ها عبارت است از

1 که مواد لازمه را از تولید کننده گان ارزان بدست آورند

2 از مشتریان خود قیمت بلند بگیرند

3 از ضایعات اقتصادی جلوگیری کنند

 اتحادیه عمودی:-  هرگاه تشبث های حصص مختلف یک پیشه با هم جمع شوند این گونه اتحادیه را عمودی گویند مثلآ اتحاد شرکت پنبه با فابریکه نساجی

اتحادیه کارگران:- کارگران در مقابل کارفرمایان خود که عمومأ به آنها معاش یا مزد اندک می دهند با هم اتحاد کرده میکوشند که مزد خودرا را بلند ببرند و یا از سقوط آن جلوگیری نمایند.

 انحصار

 یک پیشیه را وقتی میگوئیم انحصار شده که عرضه حاصلات آن در تحت کنترول یک نماینده فروش قرار گیرد.

و این نماینده ممکن است یک تشبث واحد باشد یا چندین تشبث در پیشه مذکور معامله داشته باشد.

 انحصار عمومأ به دو سبب به عمل می آید

1:- سبب ملاحظات فنی که هرگاه انحصار نباشد و چندین شرکت بخواهند آنرا بچلأنند بی سبب موجب ضیاع     عوامل تولید میشوند.

2:-  انحصار در اثر اتحاد شرکت های به عمل می آید که سابق با هم رقابت میکردند.         

 انواع انحصار:- 

1:- انحصاری که به واسطه محدود بودن منابع طبیعی صورت می گیرد.

2:-  انحصاری که از طرف دولت تعین میشود.

3:-  انحصاری که برای فعالیت درست امور اقتصادی ضروری است

4 :-انحصاری که درنتیجه اداره وتنظیم درست امور اقتصادی صورت میگیرد

5:- انحصاری که در اثر رقابت شدید شرکت ها به شکل اتحادیه شرکت های مذکور بوجود می آید.

6:-  انحصار موقتی بعضی اوقات فروشنده گان بعضی مواد دور هم جمع شده موقتأ متحد میشوند وانحصار را بوجود می آورند

 نقایص انحصار:-

1:-  در صورت انحصار قیمت ها ممکن است بلند رفته و عرضه حاصلات محدود گردد.

2:-  نبودن یک اندازه رقابت بین شرکت ها ممکن است از اصلاح طریق و تولید بکاهد.

3:-  احتمال دارد عده از کاگران موقعیکه شرکت های مذکور باهم متحد گردیده انحصار را تشکیل میدهند بیکار بمانند.

4:-  هرگاه شرکت های  انحصاری در پیمانه کاری آن بسیارکار بزرگ باشد ممکن است در اداره آن مشکلات پیدا کنند.

    تقاضا

 اگرچه احتیاج علت اصلی تمام فعالیت های اقتصادی است مگر احتیاج به ذات خود چرخهای ماشین های اقتصادی را به حرکت آورده نمیتواند.

( احتیاج یا خواهش به یک جنس را تقاضا گویند )

داشتن توان خرید

مثلأ یک ملیون نفر در یک مملکت آرزوی داشتن موتر تیزرفتار را داشته باشند و از این نقطه نظر یک ملیون موتر تیز رفتار ساخته نخواهد شد بلکه تولید کننده گان موتر تیز رفتار تعداد موتر های خود را برای آن دسته از مردمانی خواهند ساخت که هم توان خرید و هم اراده آن را داشته باشند.

 ارتجاعیت تقاضا:-  تقاضا را وقتی ارتجاعی گویند که اندک تغیردر قیمت یک شی دربازار قوت تقاضا را تغیر بدهد مثلأ اگر قیمت تکه های ابریشمی بلند برود تقاضای مردم برای خرید آن  پائین آمده و تکه های ارزان تر را میخرند و برعکس درصورت پائین رفتن قیمت ها تقاضای مردم برای خرید آنها بیشتر خواهد شد پس اینگونه تقاضا را که نظر به قیمت اشیا خیلی کم و زیاد میشود تقاضای ارتجاعی گویند.                          

    واگر تقاضا برای یک شی در صورت تغیر زیاد در قیمت شی مذکور چندان فرق نکند میگویند تقاضا ارتجاعی نیست.

قانون تقاضا:- بلند رفتن قیمت یک شی تقاضا را برای آن شی کم میکند و برعکس پائین آمدن قیمت تقاضا را برای آن شی زیاد خواهد کرد اگر چه این قانون عمومی است ولی بازهم بعضی اشیاء تابع موسم و رسم و رواج عادت و ذوق وپسند و مردم میباشد.

بطور مثال اکنون تقاضا برای بستن لنگی آنقدر زیاد نیست که درسابق مروج بود حال آنکه سقوط تقاضا به قیمت لنگی ربط نداشته بلکه تغیر رواج و ذوق مردم میباشد.

 عرضه

 عرضه در اقتضاد عبارت از آن مقدار اشیای است که در وقت معین و قیمت معین حاضر به فروش باشد.

ارتجاعیت عرضه:- عرضه نیز مثل تفاضا هرگاه قیمت بالا برود عرضه زیاد میشود و هرگاه قیمت در بازار نقصان پذیرد یعنی باپائین رفتن قیمت قلت نماید گویند عرضه ارتجاعی است.  

ولی اگر مقدار عرضه با تغیر قیمت فورأ تفاوت نکند آن وقت عرضه را غیرارتجاعی گویند.   

 توازن بین عرضه وتقاضا:- قیمت یک شی ضروری در بازار هرگاه کنترول دولت نباشد بلند میرود وعمومأ عرضه و تقاضا آن شی تغیر میکند هرگاه تقاضا برای یک شی نسبت به عرضه آن زیاد شود قیمت آن میل به بالارفتن میکند و عرضه کننده گان که قیمت مال را بلند بیند یکی بادیگری رقابت و پیش دستی نموده مال زیادتر را به بازار پیش میکنند این زیادت عرضه در بازار قیمت مال راپائین می آورد تا آنکه درصورت توازن عرضه وتقاضا قیمت به حد معین قرارمیگیرد. 

 نرخ روز و نرخ عادی:-

 (نرخ) روز عبارت از آن قیمت اشیای است که در بازار در کدام وقت معین وجود داشته باشد مثلأ قیمت یک کیلو انگور 20 افغانی نرخ روز است ولی در اموالی که خراب نمیشوند مثل تکه آهن باب که تقاضا آنها منظم و بافایده است و بعد از مدتی دارای قیمت نسبتأ معین میگردند که آن رانرخ عادی آن اشیاء گویند. 

 احتکار

هرگاه دوکاندار یا تاجر که یک مال را میخرد میسنجد که آنرا در آینده به این مقدار قیمت میفروشم و نفع خود را در آن تصور میکند خواه تصور آن درست باشد خواه غلط.

هیچ متشبث به طور صحیح پیشگویی کرده نمیتواند که فروش امول و بازار چگونه خواهد بود زیرا غیب را جز خداوند(ج) کسی نمیداند.

دردماغ هر متشبث که فکر گران فروشی یا احتکار موجود باشد محتکر گفته میشود.

(محتکر کسیکه جنس را به قصد گران فروشی ذخیره کند )

 احتکار جایز:-  احتکاری است که تولید و استهلاک را متوازن ساخته از تموجات (بلند رفتن) و (پائین آمدن) جلوگیری میکند و به جامعه مفید واقع میشود.

 احتکار ناجایز:- هرگاه احتکار به جامعه ضرر کند آنرا احتکار ناجایز گویند محتکرین وجود دارد که مواد اولیه وضروری مردم را مثل برنج، روغن، آرد و غیره را خریده  و ذخیره میکنند تا در بازارعرضه آن کم و قیمت آن زیاد شود این قسم محتکرین گناه کاربوده و فایده آن ها حرام و کار آنها نامشروع و ناجایز است چناچه حضرت رسول اکرم (ص) میفرمایند(التاجر مرزوق والمحتکر ملعون) یعنی خرید و فروش اموال باعث برکت و فراوانی رزق است و بر محتکرین لعنت خداوند(ج) فرستاده میشود.

 بیمه

تعریف بیمه:- بیمه عبارت از قرارداد تآمین حفظ مال یا دارائی مردم و یا قیمت آن است در بدل پرداخت مبلغ معینی تاوقت معینی شرکت های که این وظیفه را دارند شرکت های بیمه نامیده میشوند.

فایده های بیمه :

1  تادیه کننده گان پول بیمه که اندک پول میپردازند برای شان آن قدر سنگین تمام نمیشود.

2:- شرکت بیمه با این ذریعه پول فراوانی ذخیره کرده اگر احیانأ مجبور به  تادیه تاوانی شود بازهم نفع شرکت بیمه بیشتر خواهد بود زیرا واقعا ت ضایات کمتر واقع میشود.

3:- اتلاف مال را که بیمه قیمت آنرا میپردازد  با لای تمام شرکا تقسیم میشود و بالای یک نفر فشار نمی آورد.

پول

 پول چیزیست که واسطه تبادله و مقیاس ارزش باشد.

تبادله به دو نوع است:-

1:- بصورت مستقیم مثل تبادله جنس به جنس بلاواسطه.

2:- بصورت غیرمستقیم مثل تبادله به واسطه پول.

مثال اول:- دو نفری که میخواهند اجناس خویش را مبادله نمایند باید اجناس یکدیگر را در همان وقت دیده و دریابند که به همان اجناس نیاز دارند.

مثال دوم:-  اگر دو نفر به مال یکدیگر در همان وقت ضرورت داشته باشد چون کدام مقیاس برای سنجش متاع شان وجود ندارد ممکن است در تبادله به موافقه نرسند مثلا نانوا تصور خواهد کرد که سه دانه نان او برابر با یک متر تکه میشودولی تکه فروش فکر خواهد کرد که یک متر پارچه او مساوی به پنج دانه نان ارزش دارد. 

      مثلا در سابق سنگ های قیمتی ، گاوها ، گوسفندها، و غیره واسطه تبادله بوده ولی بعد از ایجاد مسکوکات فلزی

یا نوت کاغذی امروزی درتعریف پول نقطه دیگری را نیز علاوه میکنند که عبارت از ثروت سیال شده میباشد یعنی ثروتی که از انسان همواره از آن کار گرفته و آنرا انتقال بدهد بنابرآن پول چیزیست که 1 واسطه تبادله      2 مقیاس ارزش 3 ثروت سیال شده بوده و به سهولت حمل و نقل شده بتواند.

  اقسام پول:-  در سابق اشیای مختلف به حیث پول استفاده میشد. مثل مواشی، کودیها ، گندم، نمک، مهره، مس، نقره ، طلا بصورت غیرمسکوک. و امروز سکه یا پول مسکوک عبارت از پارچه فلزیست که وزن و اندازه آنرا دولت ضمانت و تصدیق میکند.

و پول کاغذی یا بانکنوت عبارت از نوشته است که بانک انتشار دهنده آن وعده میدهد که عندالمطالبه به مبلغ مندرجه بانکنوت مذکور ارزش خواهد داشت.

صفات پول خوب:- 1:-  فلزاتی که به حیث پول سکه زده شده در حجم کوچک در ارزش زیاد بوده و به سهولت حمل ونقل شده میتوانند که بانکنوت کاغذی نیزدر تبادله و انتقال آسان است.

2:-  فلزات قیمتی ارزش خود را حفظ میکنند ودرصورت ضرورت درباره ذوب و از آن سامان زینتی میسازند

3:-  به آسانی نوت و مسکوکات فلزی شناخته میشود ( پول اصلی را از جعلی جدا کرده میتوانند)

4:-  ارزش جنس در تغیرفصول تغیر میخورد وقیمت آن ثابت نمی ماند ولی قیمت پول اکثرا ثابت میماند.

 پول کاغذی( بانکنوت):-  از حیث سبکی و کوچکی حجم قابلیت انتقال و تقستم از فلزات بهتر است ووقتی که به حکم دولت در بین ملت رواج قانونی پیدا کنند خوبتر به شمار میرود ولی در تادیات بین المللی مشکلات تولید میکند چون پول کاغذی یک مملکت در نزد دیگر ممالک ارزش عمومی ندارد ولی در صورت مسکوک فلزات قیمتی آن را از سبب طلا یا نقره آن قبول میکند.

 قانون گریشام:- گریشام وزیر مالیه انگلستان در قرن16 گفته بود که وقتیکه دو یا زیاده از دو پول رواج قانونی داشته و در بازار به گردش آینده عاقبت پول خراب پول های خوب را از بازار گم میکند.

نوت:- پول های کاغذی وقتی خراب نامیده میشود که به حیث واسطه تبادله بیش از اندازه احتیاج مردم در بازار به دوران آید.

ارزش پول:- طریقه معلوم کردن ارزش اشیا این است که آن را به پول مقایسه و قیمت مینمایم.

و برای تعین ارزش پول باید مقیاس دیگری پیدا کرده و آن را واضعاً خود اشیا میباشد.

مثلا اگر به یک افغانی یک قوطی گوگرد را خریده بتوانیم میگوئیم ارزش یک افغانی عبارت از اینقدر اشیا است.

و اگر به یک افغانی مقدار کمی از اشیا مذکور را بخریم میگوئیم ارزش پول سقوط کرده است.

و اگر به یک افغانی مقدار بیشتری از اشیا مذکور را خریده بتوانیم میگوئیم ارزش پول بلند رفته است.

 نظریه مقدار پول:-  در موقع گرمی بازار تجارت  اشیا به مقادیر زیاد تولید عرضه مبادله خواهد گردید. وبرای مبادله اشیا زیاد مردم پول بیشتر خواهند پرداخت.

هرگاه بازار تجارت راکد( سست) باشد مبادله زیاد بین مردم به عمل نیامده بنابر آن پول زیادی به کار نخواهد بود.

 تأثیر بلندرفتن قیمت ها:-  در ابتدانفع تولید کننده گان و متشبثان زیاد میشود زیرا تولید بخاطرتقاضا به عمل می آید اگر قرض داران مال در این گونه مواقع قرض نموده بتوانند نفع میکنند و صاحبان مال که قرض داده بودند ضرر میکنند زیرا مال خود را ارزان فروخته بودند و کسانی که عایدات ثابت دارند نیز ضرر میکنند زیرا به همان اندازه معاش سابقه مجبور اند اجناس را قیمت تر بخرند.

 تأثیرپائین آمدن قیمت ها:- وقتی که قیمت ها پائین باشد متشبثان و تولید کننده گان کمتر نفع میکنند همچنین اگر قرضداران مجبور به تادیه قرض باشند خساره میکشند و برعکس قرض دهنده گانی که به وقت بلند بودن قیمت ها قرض داده بودند حالا فایده میکنند. وصاحبان عایدات ثابت نیز فایده میکنند

 انفلاسیون و دیفلاسیون:-

الف انفلاسیون:- عبارت است از تزئید فوق العاده پول در بازار تجارت که از احتیاجات مردم بیشتر باشد.

و انفلاسیون راعموما حکومت های که به پول مزید تر ضرورت دارند ذریعه بانک مرکزی به روی کار می آورند.

ب دیفلاسیون:-  معکوس انفلاسیون میباشد یعنی تقلیل فوق العاده پول در بازار تجارت.

    معیار طلا

 معیار طلا آن نظام پولی را گویند که واحد پول آن به اساس ارزش یک مقدار ثابت طلا تعین شده باشد و به سه قسم است.

1 معیار طلا مسکوک:-  که انتقال طلا از یک مملکت به مملکت دیگر و استعمال طلا به حیث پول مملکت به کلی آزاد بوده و بانکنوت قابل تبدیل به طلای مسکوک و یاغیر مسکوک باشد.

2 معیار طلا غیر مسکوک:-  که بانکنوت به طلا غیر مسکوک قابل مبادله نبوده و نیز صاحب مال حق نداشته باشد تقاضا کند طلای اورا ضرب بزند.

3 معیار طلا اسعاری:-  که پول آن مملکت به معیار طلا مسکوک یا غیر مسکوک استوار باشد و پول ممالک دیگر با اسعار این گونه ممالک قابل تبدیل باشد.

 پول های کاغذی:-  امروز بعضی وسایل دیگر دادوستد و خرید و فروش به عوض پول های فلزی طلا،نقره، کار میدهند آنها قرار ذیل اند.

1 پول فرمانی:- امریست بروی کاغذ که از طرف دولت که میگوید این پارچه کاغذ فلان مقدار قیمت دارد.

2 سند شمش:- سند کاغذیست که برای رفع مشکلات حمل ونقل مقادیر زیاد طلا ونقره بروی کار آمده است.

3 چک:- امریست که شخصی که در بانک پول یا اعتبار دارد بروی کاغذ مخصوص یعنی چک بالای بانک نوشته شده میگوید که فلان مبلغ را به فلان شخص بدهید.

4 برات:-  عبارت از حواله ایست که شخص بالای معامله دار خود صادر نموده و میگوید که بعد از فلان مدت فلان مبلغ را به فلان شخص بدهید.

5 بانکنوت:-  پول کاغذیست که از طرف دولت یا بانک مرکزی نشر میشود..

            بانک

پیش از بوجود آمدن بانک ها زرگران و صرافانی وجود داشت که دوکان و خانه های ایشان مقام محفوظ برای نگهداری اشیای قیمتی مردم شمرده میشد صرافان و زرگران در مقابل این خدمت یک مقدار پول از مردم میگرفتند.

چون رونق تجارت زیاد شد و احتیاج مردم به پول زیاد شده رفت بناً چندین زرگر و صراف باهم یکجا شده اساس بانک را نهادند. که امروزه سرمایه بانک های عصری عبارت از سهام مردم وصاحبان بانک میباشد.

 وظایف بانک ها

 وظایف اکثر بانک ها قرار ذیل است

1 گرفتن پول امانت از مردم به دو شکل

الف حساب امانت جاری ب حساب امانت میعادی

الف حساب امانت جاری:- پولی را که صاحب پول در بانک به امانت میگذارد هر وقت که بخواهد به اندازه ضرورت و یا تمام آن را به یک مرتبه پس گرفته میتواند اما در حساب امانت میعادی پول را که صاحب پول در بانک امانت میگذارد برای اعاده آن مجبور است که چند روز پیش به بانک خبر بدهد که میخواهد کل پول یا قسمتی از پول را بگیرد. بانک های در مقابل اینگونه امانات ربح یا فایده میدهند.

2 قرض یا اعتبار دادن به مردم:-  یعنی در مقابل گرفتن ضمانت معتبر مثل قباله زمین دوکان و غیره به مردم پول قرض داده و از آنها فایده میگیرد.

3 تنزیل برات:-  بعضی مردم یا موسسات تجارتی که مالک حواله برات بالای شخص یا موسسه میباشند به پول احتیاج داشته و منتظر شده نمیتوانند که موعد اجرای برات مذکور پوره شده و بعد از آن پول مندرجه برات را از اشخاص یا موسسات اخذ نمایند.

این است که عموماً به بانک ها رجوع کرده میگویند که اگر پول برات مذکور را از الحال برای شان بدهند آنها حاضرهستند که از مبلغ مندرجه چیزی کمتر را قبول کنند و این مقدارپول کم کرده از اصل برات را تنزیل گویند.

 4 خدمت به مشتریان:-

                                                

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 5:12 بعد از ظهر  توسط حاجی عبیدالله ادیب  |